المقتفی لامرا
لغت نامه دهخدا
المقتفی لامرا.[ اَ م ُ ت َ ل ِ اَ رِل ْ لاه ] ( اِخ ) محمدبن المستظهربن المقتدر مکنی به ابوعبداﷲ ( 489 - 555 هَ. ق. ) سی ویکمین خلیفه عباسی. وی به سال 530 هَ. ق. بخلافت رسید. رجوع به معجم الانساب زامباور ج 1ص 4 و قاموس الاعلام ترکی ج 2 و حبیب السیر چ خیام ج 2 صص 322 - 324 و تاریخ الخلفاء سیوطی صص 290 - 293 و اعلام المنجد شود.
جمله سازی با المقتفی لامرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همزمان با چند سال پایانی خلافت المقتفی بالله، شخصی به نام شجاعالدین خورشید از قبیله جنگروی به کمک قبیلههای لر، یک حکومت محلی را در این منطقه پایهگذاری کرد که حکام آن به تدریج به نام اتابک خوانده شدند.
💡 شخصی که در زندگی خود همواره المقتفی لامرا و دستورات اخلاقی است، در نهایت به آرامش و تعالی روحی دست مییابد.
💡 در متون اخلاقی، المقتفی لامرا به کسی گفته میشود که با دقت و توجه کامل، از مسیر هدایت و دستورات الهی پیروی میکند.
💡 برای رسیدن به کمال انسانی، فرد باید المقتفی لامرا در مسیر حق باشد و از تمامی قوانین و دستورات معنوی پیروی نماید.