لغت نامه دهخدا
اقرابادین. [ اَ ] ( معرب، اِ ) اقربادین. قرابادین. ترکیب ادویه مفرده و دستور آن. رجوع به دائرة المعارف اسلام و تاریخ الحکماء قفطی ص 207 شود.
اقرابادین. [ اَ ] ( معرب، اِ ) اقربادین. قرابادین. ترکیب ادویه مفرده و دستور آن. رجوع به دائرة المعارف اسلام و تاریخ الحکماء قفطی ص 207 شود.
( اسم ) مجموع. دستورهای تهی. داروهااقرابادین قرابادین اقراباذین.
💡 همه عاشق شوندش زار هم بیدین و هم بادین همه صادق شوند او را نماند هیچ طنازی
💡 جمعیت گویشوران سورانی عراق ۲٫۸ میلیون نفر (۱۰٫۶ درصد جمعیت عراق) و جمعیت گویشوران بادینی (کرمانجی) عراق ۲٫۲ میلیون نفر (۸٫۴ درصد جمعیت عراق) است.
💡 گویش کردی کرمانجی دارای لهجههای گوناگونی مانند جلالی، شکاکی، هرکی، دری (با فارسی دری اشتباه گرفته نشود) و بادینی (بادینانی) است.
💡 گویش کردی کرمانجی دارای لهجههای گوناگونی مانند جلالی، شکاکی، هرکی، دری (با فارسی دری اشتباه گرفته نشود)، بادینی (بادینانی) و لهجه ملکشاهی است.
💡 بادین آبادمنگور، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان پیرانشهر استان آذربایجان غربی ایران.
💡 امااو در این مسابقه برنده نشد. اوشب بعد در راو بادین آمبروز درگیری پیدا کردواو را مصدوم کرد و در همان شب دین آمبروز درخواست مبارزه با لزنر در رسلمانیای ۳۲را خواست وبراک لزنر آن را پذیرفت