افی یالث

لغت نامه دهخدا

افی یالث. [ اِ ] ( اِخ ) یکی از آتنی های طرفدار ایرانی ها که سخت با مقدونیها دشمن بود. وی پسر اوری دم بود که در جنگ ترموپیل بطمع پاداش بنزد خشایارشاه آمد و راهی را که از آن میشد به ترموپیل درآمد نشان داد و موجب هلاک یونانیهای ترموپیل شد. رجوع به ایران باستان ص 870 و صص 1271-1275 شود.

جمله سازی با افی یالث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شود چو افیون بر دشمنان او شکر شود چو شکر بر دوستان او افیون

💡 می‌دهند افیون به مرد زخم‌مند تا که پیکان از تنش بیرون کنند

💡 ماه از کلف به تیره دلی تن نمی دهد هر شب ز غصه می خورد افیون درین عزا

💡 ملّتی کآلودهٔ تریاک باشد صبح و شام دائم آگنده دماغ، از گند افیون می‌کند!

💡 عشقت می بی‌چون دهد در می همه افیون نهد مستت نشانی چون دهد آن بی‌نشان را ساعتی

💡 تو کاخ طرب بودی گلزار ادب بودی تو باغ رطب بودی شهدت ز چه افیون شد

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز