افاده کردن

لغت نامه دهخدا

افاده کردن. [ اِ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فایده بخشیدن. فایده دادن. ( ناظم الاطباء ): افاده کنی و ابدا کنی و اعاده نمائی. ( تاریخ بیهقی ص 414 ). || اظهار فضل و شرف کردن در صورتی که دارای آن نباشد. بخود بستن فضل و شرف را. بیشتر به این معنی است. ( ناظم الاطباء ). در تداول عوام؛ کبر. تکبر کردن. کبر نمودن. فیس کردن.برتنی نمودن. افاده فروختن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

فایده بخشیدن فایده دادن

جمله سازی با افاده کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علاوه بر اينكه تاريخ هم همه اين مطالب را ضبط كرده و از جزئيات، تفاصيلى را ذكرنموده كه در بيان ما نيامده بود، چون بناى ما، بيان آيات كريم و همچنين بنابراختصارگوئى است. كوتاهترين كلمه و در عينحال وافى ترين بيان براى افاده همه مطالبى كه از وضع عرب آورديم، همان كلمه(جاهليت ) و تعبير از آن ايام به (عهد جاهليت ) است كه همه معانى گذشته بطوراجمال در اين كلمه خوابيده و مندرج است، و اين بود وضع جهان عرب در آن روز.

💡 (و اعملوا صالحا انى بما تعملون بصير) - معناى اين جمله فى نفسه و از نظر خودجمله روشن است، چون مى فرمايد: عمل صالح كنيد، كه من به آنچه مى كنيد بينا هستم،ولى از نظر اينكه در سياقى قرار دارد كه مى خواهدفضل را بيان كند، و نعمت هايى كه به داوود داده بر شمارد، از اين رو معناى امر به شكررا افاده مى كند، گويا فرموده (ما به داوود گفتيم: به شكرانه اين نعمتها، تو و قومتبايد عمل صالح كنيد).