اشکیل چشم

لغت نامه دهخدا

اشکیل چشم. [ اِ ل ِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دوایی است که آنرا عوسج گویند. اگربرگ آنرا بکوبند و آب آنرا بگیرند و هفت روز در چشم چکانند، سفیدی چشم را که بهم رسیده باشد زایل کند. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( آنندراج ). عوسج. ( فهرست مخزن الادویه ). حُضَض. ( منتهی الارب ). و رجوع به اشکیل شود.

فرهنگ فارسی

دوایی است که آنرا عوسج گویند اگر برگ آنرا بکوبند و آب آنرا بگیرند و هفت روز در چشم چکانند سفیدی چشم را که بهم رسیده باشد زایل کند.

جمله سازی با اشکیل چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کشور صحرای غربی اسپانیایی در کنار عربی یکی از دو زبان رسمی این کشور نظامی را اشکیل می‌دهد.بدلیل استقلال یافتن صحرای غربی از اسپانیا در سال ۱۹۷۵ زبان اسپانیایی در آنجا به صورت ریشه دار باقی‌مانده و در برخی مناطق شهری به صورت معدود نیز تکلم می‌شود.