اشک شکری

لغت نامه دهخدا

اشک شکری. [ اَ ک ِ ش ِ ک َ / ش ِک ْ ک َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اشک شادی:
ذره در کلبه به خونابه گری
مست غلطیدن اشک شکری.زلالی ( از آنندراج ).و رجوع به اشک شادی و اشک طرب و اشک شیرین و اشک شکرین شود.

فرهنگ فارسی

اشک شادی

جمله سازی با اشک شکری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما را نه ترنج از تو مرادست نه به تو خود شکری پسته و بادام مده

💡 تو و صحن چمن، ای مرغ و من و کوی کسی که ترا هست به گل عشق و مرا با شکری

💡 در حدیث تو که جانی‌ست روان شیرینی بیش از آن است که گویم شکری میخایی

💡 پیش فرهاد ز لعل لب شیرین شکری حشمت و مملکت خسرو ایران ارزد

💡 ز لفظ پر لطفی و ز فضل پر طرفی ز راستی خردی در معاشرت شکری

💡 عجبی نیست اگر سوخت مگس را پر و بال شکری بود کزو دکه حلوائی سوخت

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز