لغت نامه دهخدا
استیر مویال. [ ] ( اِخ ) ( بانو... ) او راست: حیاة امیل زولا، طبع مصر 1903 م. ( معجم المطبوعات ).
استیر مویال. [ ] ( اِخ ) ( بانو... ) او راست: حیاة امیل زولا، طبع مصر 1903 م. ( معجم المطبوعات ).
💡 پیش از آنکه آقای عبدالله زاده بگوید نام استیر او را یاد نام ایشتار، الهه باروری و عشق می اندازد، به ایشتار و شباهتش به نام جای این آبادی فکر کرده بودم اما ایشتار بابلی در میان رودان کجا و استیر خراسان کجا! در این که با چنین رسومی درگذشته به خدای باروری و عشق متوسل می شدند تا زن و زمین را بارور کنند شکی نیست اما در اینکه استیر تغییر یافته همان ایشتار یا همتای آن باشد باید با تردید نگریست.
💡 سنگ استیروی سنگی بود در روستای استیر که به سنگ قدرت و نظم معروف بود، افسانههای زیادی در مورد آن میان اهالی روستا رواج داشت و گفته میشددر درون آن طلا و جواهرات پنهان شده است. این سنگ در سالیان گذشته از محل خود ربوده شد.