لغت نامه دهخدا
( استطاعة فی الحقی••• ) استطاعة فی الحقیقة. [ اِ ت ِ ع َ ت ُ فِل ْ ح َ قی ق َ ] ( ع اِ مرکب ) ( الَ... ) قدرت تامه ای که با آن صدور فعل واجب آیدو بنابرین مقارن با فعل نباشد. ( تعریفات جرجانی ).
( استطاعة فی الحقی••• ) استطاعة فی الحقیقة. [ اِ ت ِ ع َ ت ُ فِل ْ ح َ قی ق َ ] ( ع اِ مرکب ) ( الَ... ) قدرت تامه ای که با آن صدور فعل واجب آیدو بنابرین مقارن با فعل نباشد. ( تعریفات جرجانی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میان زمره خوبان تو حجت الحقی ز بهر منکر آن حجتست برهان تیغ
💡 بدرالدجی شمس الحقی در کار دادم رونقی زان پس که بودم بیدقی بنمود فرزینم همی
💡 شمس الحقی که نورش بر آینهست تابان در جنبش این و آن را دیوار مینماید