استخوان فروشی
مترادفها
فروش استخوان
لغت نامه دهخدا
استخوان فروشی. [ اُ ت ُ خوا / خا ف ُ ] ( حامص مرکب ) کنایه است از ستایش آباء و اجداد. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از ستایش آبائ و اجداد
جمله سازی با استخوان فروشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز بس که گرز گرانسنگ بشکند سر و تن نیابد از پی قوت استخوان همای خدنگ