ارام بخشیدن
مترادفها
آرام کردن، تسکین دادن
متضادها
برانگیختن، پریشان کردن، آشوب به پا کردن
لغت نامه دهخدا
( آرام بخشیدن ) آرام بخشیدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) آرام دادن. تسکین درد. بردن اضطراب. فرونشاندن خشم.
فرهنگ فارسی
( آرام بخشیدن ) ( مصدر ) آرام دادن تسکین دادن رفع اضطراب فرو نشاندن خشم.
تسکین درد فرو نشاندن خشم
جمله سازی با ارام بخشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست از مالیدن کفار تیغت را ستم نیست از بخشیدن اموال دستت را ملال
💡 سنگ شمار یا مرشد پیش از سنگ گرفتن برای شور بخشیدن به سنگ گیرنده «سرنوازی» میخواند:
💡 شرم همت بین که با بخشیدن سربی دریغ همچنان از داس، حاصل زردرویی می کشد
💡 برای سرعت بخشیدن به محاسبات میتوانیم از بسط بلاخ مد کاهش یافتهاستفاده کنیم.RBME
💡 بر نگیرد گاه بخشیدن جهانی مر تو را گنج ها باید ازیرا کز سخا گنجور هست