لغت نامه دهخدا
اخه سوری. [ ] ( اِخ ) طایفه ای ازایلات کرد ایران که تقریباً پنجاه خانوارند و در گرمسیر کردستان مسکن دارند و جزو طایفه مندمی باشند.
اخه سوری. [ ] ( اِخ ) طایفه ای ازایلات کرد ایران که تقریباً پنجاه خانوارند و در گرمسیر کردستان مسکن دارند و جزو طایفه مندمی باشند.
طایفه از ایلات کرد ایران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر دامنکشان آید به باغ آن سرو گلچهره به سرو و سنبل و سوری و گل دامن برافشانی
💡 اسدآباد روستایی در دهستان سوری بخش سوری شهرستان رومشکان استان لرستان ایران است.
💡 من که دلتنگم، هلالی، بی رخ گلرنگ دوست خوشدلی از دیدن گلهای سوری چون کنم؟
💡 غادة السمان، شاعر مشهور سوری، گفته «معتقد است از فروغ در اشعارش الهام گرفته است».
💡 به فریاد آمدم از دل که در پرواز میآید چو بلبل در خروش آید سحرگه بر گلِ سوری
💡 امین جُندی (به عربی: أمین الجُندي) فقیه، ادیب و شاعر سوری در سدهٔ نوزدهم میلادی بود.