فرهنگستان زبان و ادب
{pilot house} [علوم نظامی] اتاق یا جایگاهی در سازۀ پل فرماندهی برای هدایت شناور
{pilot house} [علوم نظامی] اتاق یا جایگاهی در سازۀ پل فرماندهی برای هدایت شناور
محوطه یا اتاقی بر روی عرشه که معمولاً نظارت و واپایش ناو یا شناور از آنجا صورت میگیرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اجاره ماهانه غرفه فروشندگان، بین ۱۰٬۶۰۰ تا ۱۷٬۷۰۰ بات است. پژوهش انجام گرفته توسط دانشگاه اتاق بازرگانی تایلند نشان داد که بیشتر غرفه داران در بازار آخر هفته به مدت چهار تا شش سال است که در حال فروشندگی هستند و متوسط درآمد فروشی بالغ بر ۱۳۹٬۵۰۰ بات در هر ماه دارند.
💡 معلم یک دستگاه چاپ کوچولو داشت کنار اتاق، می رفتند آنجا می نشستند، حروف چینی می کردند، متنی را که با هم کار کرده بودند تبدیل می کردند به یک صفحه، بعد آن را به تعداد بچه ها تکثیر می کردند و به بچه ها می دادند و هرکس آن را می گذاشت لای کتابش، این می شد کتاب درسی.
💡 اتاق بازرگانی در دوره دوم (۱۳۱۱ تا ۱۳۲۰) قدرتش کاهش یافت و حتی در تنظیم روابط درونی تجار و تأمین مالی اتاق از طریق مالیاتهای اعضاء ناتوان بود و دخالتهای دولت نیز استقلال تجار را مخدوش میکرد. تجارت کشور در این دوران به تمرکزگرایی بیشتر سوق پیدا کرد و قدرت شرکتهای سهامی خصوصی و دولتی بر قدرت تجار منفرد پیشی گرفت.
💡 كسل برای نگاهبانی از جان آنها ناگهان درون اتاق میشود، ولی ویلسُن نشان میدهد که کمربند انفجاری بستهاست و پیج را گروگان میگیرد.
💡 مدّتى گذشت روزى يكى از كبوترها وارد خانه ما شد،داخل اتاق شده كنار قاب عكس پسرم نشست و بالهاى خود را به عكس او مى ماليد. همانساعت به دل من گذشت كه فرزندم شهيد شده است، پس از چند روز خبر شهادت او راآوردند و بعد از پرس وجو معلوم شد كه در همان روز و همان ساعت، پسرم به شهادترسيده است.