ابو فرهان

لغت نامه دهخدا

ابوفرهان. [ اَ ف َ ] ( اِخ ) تیره ای از عشیره محیسن از قبیله بنی کعب خوزستان.

فرهنگ فارسی

تیره از عشیره محیسن از قبیله بنی کعب خوزستان

جمله سازی با ابو فرهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رانچو دانشجویی بوده که از صمیم قلب به مهندسی علاقه داشته اما با حفظ کردن مخالف بوده است. راجو فقط برای نجات خانواده اش از فقر تصمیم به مهندس شدن گرفته بوده و فرهان علاقه داشته عکاس حیات وحش شود اما پدرش اجازه نداده بود.

💡 رانچو و پیا به هم علاقه‌مند می‌شوند. ویروس تلاش می‌کند دوستی فرهان و راجو بارانچو را از بین ببرد اما آن‌ها همیشه با رانچو

💡 کتاب «تاریخ‌نگاری فارسی» او توسط محمد دهقانی ترجمه شده است. ترجمه دیگری از این کتاب هم توسط مهدی فرهانی منفرد ارائه شده است.

💡 هستند. با این حال رانچو همواره در امتحانات اول می‌شود و فرهان و راجو آخر. چون فرهان به عکاسی علاقه دارد و راجو می‌ترسد.

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز