لغت نامه دهخدا
ابوحاضر. [ اَ ض ِ ] ( اِخ ) نام یکی از صحابه است.
ابوحاضر. [ اَ ض ِ ] ( اِخ ) کنیت اُسَیدی. او بجمال و حسن صورت مشهور بود.
ابوحاضر. [ اَ ض ِ] ( اِخ ) کنیت بشربن ابی حازم. رجوع به بشر... شود.
ابوحاضر. [ اَ ض ِ ] ( اِخ ) نام یکی از صحابه است.
ابوحاضر. [ اَ ض ِ ] ( اِخ ) کنیت اُسَیدی. او بجمال و حسن صورت مشهور بود.
ابوحاضر. [ اَ ض ِ] ( اِخ ) کنیت بشربن ابی حازم. رجوع به بشر... شود.
نام یکی از صحابه است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرکت تراکتورسازی کردستان نیز که در سنندج مستقر است در تاریخ ۱۵/۴/۸۴ به ثبت رسیدهاست و در حال حاضر تراکتورهای موردنیاز استانهای غرب ایران را تأمین میکند.
💡 به نیکوان ز جهان کرده ام قناعت و زیشان ز حاضران به نگاهی ز غایبان به خیالی
💡 سید حسین موسویان (زاده اسفند ۱۳۲۰ در تهران)، در حال حاضر رهبر جبهه ملی ایران است.
💡 بیشترین کاربرد آن در گذشته تولید بخار سزیم در هنگام ساخت لامپ خلأ بود. در حال حاضر از این ماده تنها به عنوان پیشماده ترکیبات بهطور دلخواه بهره برده میشود.
💡 همه مستند و خرابند ز غفلت، هیهات! دل و جانی که بود حاضر و هشیار کجاست؟
💡 می رفت جان از دیدنش، او دید و گفت، ای بیوفا من حاضر و تو می روی، شرمنده در تن باز شد