ابن وافد

لغت نامه دهخدا

ابن وافد. [ اِ ن ُ ف ِ ] ( اِخ ) ابوالمطرف عبدالرحمن بن محمد. از اشراف اندلس وطبیبی استاد. ولادت او به سال 389 هَ. ق. بود و در طلیطله میزیست و در ایام القادر باﷲ یحیی بن ذی النون مقام وزارت یافت. وی در معالجه کمتر به استعمال دوا میپرداخت و بغذا اکتفا میکرد و در صورت ضرورت ادویه ٔمفرده را بر مرکبه ترجیح میداد. وفات او به سال 467بوده است. او راست: کتاب الأدویة المفردة که بیست سال در تألیف آن صرف وقت کرده است، مشتمل بر آنچه جالینوس و دیسقوریدس در این فن داشته اند و آن کتابی کامل و مرتب است و جزئی از آن به لاتین ترجمه شده و کتاب الوساد در معالجات امراض مختلفه و کتاب المجرّبات و کتاب تدقیق النظر فی علل حاسةالبصر و کتاب المغیث.

فرهنگ فارسی

از اشراف اندلس و طبیبی استاد

جمله سازی با ابن وافد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: اءنااءول وافد على العزيز الجبار يوم القيامة و كتابه واءهل بيتى (397). در قيامت كه همه مخلوقها به خالق باز مى گردند: اءلا الىالله تصير الاءمور (398)، اولين مهمانى كه بر خداى سبحان وارد مى شود، پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم و قرآن كريم واهل بيت پيامبر است و چون چنين كثرت نورى با وحدت حقيقى هماهنگ است، مى توان از مجموعانوار سه گانه به نور واحد و وافد فارد ياد كرد و گفت:اولين مهمان.

💡 كلمه (وفد) به معناى قومى است كه به منظور زيارت و ديدار كسى و يا گرفتنحاجتى و امثال آنها بر او وارد شوند، و اين قوم وقتى به نام وفد ناميده مى شوند كهسواره بيايند، كلمه وفد جمع و مفرد آن وافد است.