ابن منقذ

لغت نامه دهخدا

ابن منقذ. [ اِ ن ُ م ُ ق ِ ] ( اِخ ) مؤیدالدوله ابوالمظفر مجدالدین اسامةبن مرشدبن علی حمیری شیزری. مولد او به سال 498 هَ. ق. و وفات به دمشق در 584. او سفرهای بسیار کرد و امور عظیمه از جمله وقایع صلیبیین دید و در سفرنامه مشهودات خویش بنوشت. او راست: کتاب البدیع. کتاب الاعتبار و جز آن.

جمله سازی با ابن منقذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آورده اند كه رضى بن منقذ عبدى طى اشعارى، اشعار كعب را چنين پاسخ گفت:

💡 عفيف بن زهير مى گويد: گويى مى بينم رضى بن منقذ عبدى را در حالى كه از مرگى حتمى جسته بود، برخاسته و گرد و خاك از لباس خود مى تكاند و به كعب مى گفت: اى برادر ازدى ! بر من منت نهادى و مرا از مرگى حتمى رهانيدى ! من اين لطف تو را هرگز فراموش نمى كنم !

💡 على بن الحسين (على اكبر) كه مادرش ليلا، دختر ابومرة بن مسعود ثقفى، و جده مادريش ميمونه، دختر ابوسفيان بن حرب بود، به دست مرة بن منقذ بن نعمان عبدى شهيد شد.

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز