لغت نامه دهخدا
ابن ذهبی. [ اِ ن ُ ذَ هََ ] ( اِخ ) ابومحمد عبداﷲبن محمد ذهبی اَزدی. فیلسوف و کیمیاوی و طبیب اندلسی. وفات او در 456 هَ.ق. به بلنسیه. و او را کتابی است راجع بمغذی نبودن آب.
ابن ذهبی. [ اِ ن ُ ذَ هََ ] ( اِخ ) ابومحمد عبداﷲبن محمد ذهبی اَزدی. فیلسوف و کیمیاوی و طبیب اندلسی. وفات او در 456 هَ.ق. به بلنسیه. و او را کتابی است راجع بمغذی نبودن آب.
فیلسوف و کیمیاوی و طبیب اندلسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگزین مذهب از برای ذهب این بود فخرِ دورهٔ ذهبی
💡 چو غافلی ز ثواب و مقام مسکینان مراقب ذهبی دشمن مساکینی
💡 تمامی این شعر در تاریخ ذهبی مذکور است.