ابن صلاح عثمان بن عبدالرحمن

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] «اِبْن صَلاح، تقی الدین ابوعمرو عثمان بن عبدالرحمان بن عثمان ابن موسی بن ابی نصر نصری شَهرزوری» محدث، مفسر و فقیه شافعی بود. وی در شَرَخان (قریه ای در نزدیکی شهر زور در عراق کنونی) در سال 577ق به دنیا آمد.
وی در شهرزور نزد پدرش صلاح که یکی از مشایخ بزرگ کُرد بود، به فراگیری فقه پرداخت. سپس برای ادامه تحصیل عازم موصل شد و در آن جا از عبیدالله بن سمین، نصر بن سلامه هیتی، محمود بن علی موصلی، عبدالمحسن بن طوسی و دیگران استماع حدیث کرد. وی همچنین در بغداد از ابواحمد بن سُکَینه و ابوحفص عمر بن طبرزد؛ در همدان از ابوالفضل ابن مُعَرَّم؛ در نیشابور از منصور بن عبدالمنعم ابن فُراوی، مؤیّد بن محمد طوسی و دیگران؛ در مرو از ابوالمظفر ابن سمعانی؛ در دمشق از قاضی عبدالصمد ابن حَرَستانی، موفق الدین ابن قدامه مَقدِسی، فخرالدین ابن عساکر و سبط ابن جوزی؛ در حلب از ابومحمد ابن علوان (الاستاذ) و در حران از عبدالقادر رُهاوی حدیث شنید.
وی مدتی در بیت المقدس در مدرسه ناصریه (صلاحیه) به تدریس پرداخت و پس از آنکه دیوارهای شهر به فرمان مُظَّم ویران شد، به دمشق آمد و در مدرسه رَواحیه مشغول تدریس شد. با تأسیس دارالحدیث اشرفیه مسئولیت تدریس آن به عهده وی نهاده شد و چندی بعد تدریس مدرسه شامیه صغری را نیز پذیرفت و وظایف خود را در هر سه مدرسه بی کم و کاست انجام می داد.
گروه بسیاری از وی فقه و حدیث آموختند که از مشهورترین آنان می توان ابوشامه مقدسی و ابن خلکان را نام برد. نام دیگر شاگردان و راویان وی را ذهبی در «سیر» آورده است.
ابن صلاح گذشته از علوم حدیث و فقه در برخی علوم دیگر چون تفسیر نیز صاحب اطلاع بود. وی گرایش سَلَفی داشت و با تأویل مخالف بود. نسبت به فلسفه و منطق بدبین بود و اعتقاد داشت که فلسفه مایه سفاهت، کوتاه فکری، الحاد و انحراف از دین است و احکام شرعی و مباحث دینی هیچ نیازی به قواعد و اصطلاحات منطق ندارد. لذا وظیفه سلطان می دانست که با طایفه فیلسوفان و اهل منطق به شدت برخورد کند و آنان را از مدارس اخراج نماید و از آن جا که بر زمامداران آن عصر نفوذ داشت و فتاوای او مبنای عمل به شمار می رفت، اجازه نمی داد در دمشق منطق و فلسفه تدریس شود. از این رو، حتی غزالی را که با وی هم مذهب بود، به سبب آن که آموختن منطق را به عنوان مقدمه علوم ضروری می دانست، سرزنش کرده است.
وی سرانجام در 25 ربیع الثانی 643ق در شهر دمشق دیده از جهان فروبست. در تشییع پیکر او جماعت کثیری شرکت جستند و در مساجد جامع دمشق بر او نماز گزاردند. مردم تا باب الفرج همراه جنازه حرکت کردند و در آن جا بار دیگر بر او نماز خواندند و به سبب آن که شهر در محاصره خوارزمشاهیان بود، 10 تن از یاران وی مسلحانه جنازه او را به بیرون از شهر منتقل ساختند و در مقابر صوفیه به خاک سپردند.

جمله سازی با ابن صلاح عثمان بن عبدالرحمن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من خود و سعد را سعد عموزاده عبدالرحمن بود از خلافت بركنار مى كنم تا انتخاب خليفهاز ميان چهار تن به عهده من باشد. اولين كسى كه اين كار را پذيرفت عثمان بود. سپسجز على عليه السلام ديگران نيز پذيرفتند.

💡 عبدالرحمن كه خود سازنده اين صحنه نمايش بود، دست روى دست خود زد و گفت: تمامشد. سپس با عثمان بيعت كرد و مردم نيز با عثمان بيعت كردند. طلحة بن عبيدالله كه پساز اين ماجرا، به مدينه بر گشته بود، چون ديد همگان با عثمان بيعت كردند، او نيز بهناچار با وى بيعت كرد.

💡 عبدالرحمن باز رو به عثمان كرد و گفته خود را تكرار كرد؛ و عثمان جواب گذشته راتكرار كرد.

💡 فرمود: عثمان را با من مقرون كرد و گفت خليفه با دسته اكثريت است و اگر دو دسته سهنفرى شدند خليفه با دسته اى است كه عبدالرحمن بن عوف در ميان ايشان باشد. سعدوقاص هم هرگز با عمويش عبدالرحمن مخالفت نخواهد كرد. عبدالرحمن نيز داماد عثمان استو با هم اختلاف نخواهند داشت. اگر دو نفر ديگر با من باشند هم سودى بهحال من ندارد!

💡 علاوه، اين شورا بذر نفاق و اختلاف را ميان اعضاى آن پاشيد كه خود موجب تفرقه اجتماعمسلمين شد و وحدت آن را از هم گسيخت؛ زيرا هر يك از اعضا، خود را براى خلافت مناسب مىديد و ديگران را شايسته آن نمى دانست. آنهاقبل از شورا اين رأ ى را نداشتند بلكه عبدالرحمن تابع عثمان، و سعد، پيرو عبدالرحمن،زبير هم شيعه على - عليه السّلام - بود.

💡 بر حسب بعضی روایات، علی موفق شد که عبدالرحمن بن عوف را متقاعد کند که به جای حمایت از عثمان، از وی حمایت کند.

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز