فرهنگستان زبان و ادب
آب پز کردن
{boiling} [علوم و فنّاوری غذا] پختن مواد غذایی در آب جوش یا سایر مایعات حاوی آب
آب پز کردن
{boiling} [علوم و فنّاوری غذا] پختن مواد غذایی در آب جوش یا سایر مایعات حاوی آب
💡 وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ این فتنه ایدر عذاب کردن کافران است مسلمانان را و اسیر بودن و بر کفر داشتن.
💡 کیفیت گل کردن این غنچه به رنگیست کز حیرت سرشار توان آینهها بست
💡 هزار بار بگفتم نزاریا که سفر نه کار توست نباید که امتحان کردن
💡 در پیش دام و دد معوا نتوان کردن زین جای مخوف ای جان رو جانب مامنها
💡 این شماره با متمرکز کردن جرم همه موادی از کهکشان که درون مدار خورشید جای دارند در مرکز کهکشان بدست آمدهاست.