یکسری

لغت نامه دهخدا

یکسری. [ ی َ / ی ِ س َ ] ( ق مرکب ) کاملاً.تماماً. ( یادداشت مؤلف ). یکسر. یکسره:
گرم نزد سالار توران بری
بخوانم بر او داستان یکسری.فردوسی.کاشکی آن ننگ بودی یکسری
تا نرفتی بر وی آن بد داوری.مولوی.و رجوع به یکسره شود.

جمله سازی با یکسری

💡 این پچ‌های امنیتی برای اطمینان از این که فرایند کسب و کار آلوده نمی‌شوند، بسیار مهم هستند. در سال ۲۰۱۷ یکسری از شرکت‌ها توسط ransomware به نام wannacry آلوده شدند که یکسری از پرونده‌ها را در ورژن‌های خاصی از ویندوز رمزگداری می‌کرد و در ازای باز کردن آن bitcoin می‌خواست. در جواب به اینکار ماکروسافت یک پچ امنیتی داد که از اجرا شدن این ransome جلوگیری می‌کرد.

💡 در سالهای ۱۹۸۰، نئو نازی‌های استرالیای غربی، جنبش ناسیونال استرالیا، که توسط جکوان تونگرن رهبری می‌شد دست به یکسری بمبگذاری در رستوران‌های آسیایی و محل‌های تجاری و ایجاد خشونت‌های سیاسی، تهدید به قتل افراد مشکوک با هدف مرعوب کردن جمعیت آسیایی زدند. جکوان تونگرن تا سال ۲۰۰۰ در زندان بود و بعد از آزادی از زندان مجدداً به فعالیت‌های خود دامه داد تا اینکه مجدداً در سال ۲۰۰۴ دستگیر شد.

💡 این روش مانند کپی تریدینگ است اما با این تفاوت که تریدر می‌تواند زمان باز کردن معامله، یکسری از داده‌ها را اعم از حد سود و حد ضرر و … را تغییر دهد.