یامن

لغت نامه دهخدا

یامن. [ م ِ ] ( ع ص ) مبارک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). مبارک و خجسته. ( ناظم الاطباء ). || طرف دست راست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنکه بر دست راست بود. ( دهار ). خلاف یاسر. ( یادداشت مؤلف ).
یامن. [ م ِ ] ( چینی، اِ ) کلمه چینی به معنی دولت و حکومت، خاصه دولت و حکومت چین در برابر دول خارجه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

کلمه چینی به معنی دولت و حکومت خاصه دولت و حکومت چین در برابر دول خارجه

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی لَا یَأْمَنُ: ایمن نمی داند - احساس امنیت نمی کند
ریشه کلمه:
امن (۸۷۹ بار)

جمله سازی با یامن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یامن دهستان بزرگی از توابع استان عَمران در کشور یمن و در شبه جزیره عربستان است.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز