لغت نامه دهخدا
یامن. [ م ِ ] ( ع ص ) مبارک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). مبارک و خجسته. ( ناظم الاطباء ). || طرف دست راست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آنکه بر دست راست بود. ( دهار ). خلاف یاسر. ( یادداشت مؤلف ).
یامن. [ م ِ ] ( چینی، اِ ) کلمه چینی به معنی دولت و حکومت، خاصه دولت و حکومت چین در برابر دول خارجه. ( یادداشت مؤلف ).