گوهر کنی

لغت نامه دهخدا

گوهرکنی. [ گ َ / گُو هََ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل گوهرکن:
به گوهرکنی تیشه را تیز کن
عروس سخن را شکرریز کن.نظامی.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل گوهر کن.

جمله سازی با گوهر کنی

💡 کند خورشید تابان سینه ات را مخزن گوهر کنی چون کوه زیر تیغ اگر مردانه خودداری

💡 دامن از دستم مکش ای تندخوی از روی قهر کز نثار چشم من دامن پر از گوهر کنی

💡 ور چو خواجو آستانش را بمژگان تر کنی دامن جانرا ز آب دیده پر گوهر کنی

💡 صدف وار ار دهان من پر از گوهر کنی شاید که در مدحت چو تیغم یک زبان پر لؤلؤ مکنون

💡 گه کنار دلبران چون حلقهٔ گوهر کنی گاه چشم بیدلان چون چشمهٔ توفان کنی

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز