گوهر کشیدن

لغت نامه دهخدا

گوهر کشیدن. [ گ َ / گُو هََ ک َ /ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حمل کردن گوهر. گوهرکشی. || مجازاً اشک فراهم کردن گریستن را:
بی چراغ روی او ای دیده تر مژگان مکن
روز ما بی او سیاه است و تو گوهر میکشی.ملاقاسم مشهدی ( از بهار عجم ).- گوهر در چیزی کشیدن؛ گوهر در رشته کشیدن. ( از بهار عجم ).

جمله سازی با گوهر کشیدن

💡 بدان گوهر کشیدن شاید آن یار که بود آدم بدان جوهر سزاوار