لغت نامه دهخدا
گوش پیل. [ ش ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گوش فیل. اذن فیل. || نامی های دوچشمه را ( درالفبا ): و ها از بسیار گونه کنند، های دوچشمه که دو صفر متصاعد بر سر هم باشند آن را گوش پیل خوانند... ( راحةالصدور ص 444 فی معرفة اصول الخط ).
گوش پیل. [ ش ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گوش فیل. اذن فیل. || نامی های دوچشمه را ( درالفبا ): و ها از بسیار گونه کنند، های دوچشمه که دو صفر متصاعد بر سر هم باشند آن را گوش پیل خوانند... ( راحةالصدور ص 444 فی معرفة اصول الخط ).
گوش فیل. یا نامی های دو چشمه را: وها از بسیار گونه های دو چشمه که دو صفر متصاعد بر سر هم باشند آن را گوش پیل خوانند..
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو گوشش همانند دو گوش پیل درازا و پهنا، و دیده چو نیل
💡 غنچه با چشم گاوچشم بهناز مرغ با گوش پیلگوش بهراز
💡 لبانش به ماننده تنگ نیل دو گوشش به ماننده گوش پیل
💡 تنش زیر موی اندرون همچو نیل دو گوشش به کردار دو گوش پیل
💡 تنش چنگ شیر است و هم گوش پیل رود نعرهاش تا صد و چهار میل