گورنده

مترادف‌ها

گورکن

لغت نامه دهخدا

گورنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف ) آنچه بگورد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به گوریدن شود.

جمله سازی با گورنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آچماگیل آغزین گورنده خال مشکین دانه سی اگمه باش پرگار تک هر نقطه یه دوران ایچون

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران