لغت نامه دهخدا
گوراندن. [ دَ ] ( مص ) آشفتن.درهم و برهم کردن، چنانکه نخ و ابریشم و جز آن را به طوری که باز کردن آن آسان نباشد. ( یادداشت مؤلف ).
- به هم گوراندن؛ گوراندن. رجوع به گوراندن شود.
- کار را گوراندن؛ آشفته کردن آن.
گوراندن. [ دَ ] ( مص ) آشفتن.درهم و برهم کردن، چنانکه نخ و ابریشم و جز آن را به طوری که باز کردن آن آسان نباشد. ( یادداشت مؤلف ).
- به هم گوراندن؛ گوراندن. رجوع به گوراندن شود.
- کار را گوراندن؛ آشفته کردن آن.
(دَ ) (مص م. ) ۱ - درهم و برهم کردن (نخ و ابریشم و مانند آن را ). ۲ - آشفتن.
( مصدر ) درهم و برهم کردن ( نخ و ابریشم و مانند آنرا ) آشفتن. یا بهم گوراندن. گوراندن. یا گوراندن کار را. آشفته کردن آن را.
درهم و برهم کردن (نخ و ابریشم و مانند آن را)
آشفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاربرد این جایگاه برای گوراندن تا نخستین سدههای پیش از زایش و پس از آن پابرجا بودهاست.در سال هفتاد میلادی و با آمدن لژیون دهم امپراتوری روم این جا نه تنها جایگاهی برای گوراندن که جایی برای خاکسترکردن درگذشتگان نیز بودهاست، زیرا آنان تنها دستهٔ شناختهشده هستند که در آنجا مردگان را خاکستر کردهاند.
💡 بِیلی نیز از سال ۱۹۸۶ چنین دیگاهی دارد.با این همه گواههایی هست که شانهٔ جنوبغربی این دره (کِتِف هینوم) جایی برای گوراندن بوده و مشتمل بر اتاقهای بسیار برای خاکسپاری که نسلها و خانوادههای آنان از سدههای هفتم تا پنجم پیش از مسیح بارها آنها به همین منظور بکار بردهاند.