لغت نامه دهخدا
گاودره. [ دَرْ رَ ] ( اِخ ) دهی است جزء ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان، واقع در 24 هزارگزی شمال باختری ابهر و 6 هزارگزی شوسه زنجان به قزوین. کوهستانی سردسیر، دارای 348 تن سکنه. آب آن از رودخانه محلی و چشمه. محصول آنجا غلات، انگور، قیسی، بادام. شغل اهالی زراعت است.در روی کوههای شمال. آبادی در محلی موسوم بحوض آثارمخروبه ساختمان های قدیمی از قبیل برج قلعه و حمام و غیره که با آجر و ساروج بنا شده دیده میشود. راه آن مالرو و از قهوه خانه نصرآباد در فصل خشکی اتومبیل میتوان برد مزارع گونش خانی، یورد، زرشکلی کیف بلاغی جُزء این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
گاودره. [ دَرْ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش حومه شهرستان سنندج، واقع در 30000گزی شمال باختری سنندج و 5000گزی تودارچم. کوهستانی سردسیر. دارای 14 تن سکنه. زبان کردی. آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات، لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران، ج 5 ).