کویک
لغت نامه دهخدا
کویک. [ ک َ ] ( اِ ) تکمه. ( ناظم الاطباء ).
- کویک بستن؛ تکمه بستن. ( ناظم الاطباء ).
کویک. [ ک ُ ] ( اِخ ) طایفه ای از ایلهای کرد ایران است که تقربیاً 150 خانوار است و درژاورود مسکن دارند. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 62 ).
کویک. [ ک ُ ] ( اِخ ) نام تیره ای از طایفه نریژی گوران است و در حدود 260 تن میباشند که چادرنشینند و ییلاق آنان کوه سیاهانه گوران و قشلاقشان دهستان ذهاب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کویک. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گاورود که در بخش کامیاران شهرستان سنندج واقع است و 173 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
تکمه. کویک بستن تکمه بستن
جمله سازی با کویک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوشکاری اتصال شفته/دیوار کناری برای اتصال اتصالات شفته به دیوار کناری لوله جهت ایجاد شاخهها استفاده میشود. سطح خارجی لوله و سطح مطابق اتصالات شفته با استفاده از ابزارهای گرمایش کویک و کانوکس گرم میشوند. دستگاه جوشکاری اتصال شفته فشار جوشکاری را از طریق محور مرکزی لوله اعمال میکند. قبل از جوشکاری، سطح خارجی لوله باید از تمام آلایندهها تمیز شود، زیرا لایه ذوب لوله از محل اتصال به جا نمیماند.
💡 افشارهای آناتولی بیشتر از احفاد سه خانوادهاند که از حلب آمدهاند و عبارتند از: قوت بیگلی اوغوللاری، گؤندؤز اوغوللاری، کویک اوغوللاری.
💡 «بوسه» (ژاپنی: 接吻) فیلمی در ژانر درام است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد. از بازیگران آن میتوان به ایکو کویک اشاره کرد.
💡 این تیم واقع در شهر فیلادلفیا است و خانه آن ورزشگاه لزلی کویک در دانشگاه ویدنر است.