کوفچ

لغت نامه دهخدا

کوفچ. ( اِخ ) نام کوهی است به ناحیت کرمان که قبایل کوفچ بر آن سکنی ̍ دارند. ( از حدود العالم، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به کوفج شود.
کوفچ. ( اِخ ) بلوچ قُفص. کوچ و بلوچ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کوفج: عبداﷲبن عبداﷲ سلول و سهیل بن عدی با سپاه به کرمان شده بودند به سال بیست ودو اندر، سال بیست وسه اندر حرب کردند، اندر کرمان سپاهی بسیار گرد آمد و آنجا به کوههای کرمان اندر مردمانی اند که ایشان را کوفچ خوانند و به تازی قوفص نویسند به حدود کرمان حرب کردند و خدای تعالی مسلمانان را ظفر داد. ( ترجمه تاریخ بلعمی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کوفج، کوفجان، کوفجیان، کوچ، «کوچ و بلوچ » شود.

جمله سازی با کوفچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا قرن سوم هجری جیرفت محل نزاع و کشمکش مخالفان علیه حکومت مرکزی بود؛ تا اینکه؛ یعقوب لیث صفاری و برادرش عمر، پس از سرکوبی اهالی جیرفت و قوم کوفچ، آنجا را تسخیر کرد. مقارن حکومت صفاریان، بر آبادانی جیرفت افزوده شد. شاید بتوان بیشترین اهمیت جیرفت را در این دوره و حتی پس از آن، قرار گرفتن شهر در محل اتصال دو راه اصلی دانست: یکی راه هندوستان از طریق جالق و دیگری راه خلیج‌فارس، از طریق بندرعباس. در این زمان کالاهای تجار از قُمادینِ جیرفت به دیگر نقاط کشور صادر می‌شد.

محاکره یعنی چه؟
محاکره یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز