کوشایی

لغت نامه دهخدا

کوشایی. ( حامص ) جد. جهد. سعی. کوشش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کوشا بودن:
سدیگر چو کوشایی ایزدی
که از جان پاک آید و بخردی.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 8 ص 2537 ).

فرهنگ فارسی

جد. جهد. سعی. کوشش

جمله سازی با کوشایی

💡 به خاطر مونا یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۹۱ به نویسندگی و کارگردانی مرتضی کوشایی است که از شبکه سوم سیما پخش شد. این مجموعه در ۴ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای تهیه شده است.

💡 نشان و پرچم اتحادیه متشکل از پرچمی سوزان و کتابی باز است که مقابل طرحی قرمز و آبی از کرهٔ زمین قرار گرفته‌اند. این نماد کوشایی دائمی جوانان برای دانش است.