کنداو

لغت نامه دهخدا

کنداو. [ ک ُ ] ( ص، اِ ) کندا. کاهن: و بسیاری از این کنداو و فال گویان و زجر و کسانی که در شانه گوسفند نگرند. ( مجمل التواریخ والقصص ص 103 ). رجوع به کندا شود.
کندأو. [ ک ِ دَءْوْ ] ( ع ص ) شتر درشت فربه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با کنداو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کسی که راه خلافش سپرد تا بزید مخالفت کنداو را حواس و هفت اندام

💡 نات ترنر برده سیاه پوست که سواد دارد وکتاب مقدس را می خواند به مزارع برده می شود تا برای برده ها موعظه کنداو با ÷القای اینکه اربابان سفید ارباب آنها هستند به مزارع برده می شود ولی سرانجام از یان اعمال اربابان سفید پشیمان شده و دست به شورش یر میدارد ودر آخر جان خود را در این راه ازدست می دهد.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز