لغت نامه دهخدا
کشتیبانی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) ناخدایی. ملاحی. ( ناظم الاطباء ). ملاحیة. ( منتهی الارب ).
کشتیبانی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) ناخدایی. ملاحی. ( ناظم الاطباء ). ملاحیة. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر به کشتیبانی آرد رو یقین هم شود خود غرق هم کشتی نشین