کش و واکش
مترادفها
کشمکش، جدال، ستیزه، کشاکش، کشوقوس
متضادها
آرامش، ثبات
لغت نامه دهخدا
کش و واکش. [ ک َ / ک ِ ش ُ ک َ / ک ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کش واکش.
فرهنگ فارسی
کش واکش
جمله سازی با کش و واکش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه دردسرها، کش و واکشها، برو بیاها