کثل
لغت نامه دهخدا
کثل. [ ک َ ] ( ع اِ ) گروه مردم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جمع. ( اقرب الموارد ). || انبارگندم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || هرچه بر هم نشسته باشد از طعام. ( از اقرب الموارد ).
کثل.[ ک َ ] ( ع مص ) جمع کردن چیزی. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
جمع کردن چیزی
جمله سازی با کثل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوث در سال ۱۹۵۰ با ریاضیدان و مهندس کامپیوتر کثلین بوث ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نامهای آماندا و ایان شد. بین سالهای ۱۹۴۷ و ۱۹۵۳، آنها با هم سه رایانه تولید کردند.
💡 در سپتامبر ۲۰۱۵، کثلین ریچادرسون، از «دانشگاه دومونتفورت» به همراه اریک ویلینگ از «دانشگاه اسکاود» کارزاری علیه رباتهای سکس به راه انداختند و از قانونگذاران درخواست کردند که ساخت رباتهای انسانمانند را منع کنند. آنان استدلال میکنند که با آمدن چنین دستگاههایی به جامعه آسیب وارد میشود و این بیشتر برای زنان و بچهها بد خواهد بود.