لغت نامه دهخدا
کتکه. [ ک ُ ک َ ] ( ترکی، اِ ) عصای کوچک و ستبر. این لفظ ترکی است. ( غیاث اللغات ).
کتکه. [ ک ُ ک َ ] ( ترکی، اِ ) عصای کوچک و ستبر. این لفظ ترکی است. ( غیاث اللغات ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به زمان دورتر برمی گردد به طوری که محل کنونی در شهر تپههایی وجود داشت که به اصطلاع محل این تپهها به چغ معروف بودهاست و روی تپههای مذکور نیز گیاهی به نام کتکه می رویده و این تپهها به علت کوچک بودن به چغادک معروف شده بودند؛ که بعدها به نام روستایی که روی این تپهها ایجاد گردید، نسبت داده شد.