لغت نامه دهخدا
چشمه زورق. [ چ َ م َ زَ رَ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «مزرعه ای است اربابی مشهور به کنداب که متعلق بخوانین شاملو است. این آبادی در سمت شرقی ملایر و در دامنه کوه واقع شده، قنات مختصری دارد و اغلب زراعتش دیمی است. در بهار هوایی خوش و باصفا دارد دارای مرتعی بسیار خوب است. تازه باغهایی در آن احداث کرده و اشجاری نشانده اند، در زمستان از کثرت برف و شدت سرما عبور از این محل مشکل است وفاصله این آبادی تا شهر دولت شش فرسنگ میباشد». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 233 ). و در فرهنگ جغرافیایی آمده است: دهی است از دهستان کمازان شهرستان ملایر که در 42 هزارگزی جنوب خاوری شهر ملایر و یک هزارگزی شمال راه شوسه ملایر به اراک واقع است. کوهستانی و معتدل است و 240 تن سکنه دارد. آبش از قنات. محصولش غلات وصیفی. شغل اهالی زراعت، صنایع دستی زنان قالیبافی وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).