چشم رسان
مترادفها
دیداری، بصری
متضادها
پنهان، نامرئی، ناپیدا
لغت نامه دهخدا
چشم رسان. [ چ َ / چ ِ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) رجوع به چشم رساننده شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که چشم زخم رساند.
جمله سازی با چشم رسان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خلق احسان کن و چشم از تلافی پوش میباید به کس راحت رسان بیعوض چون بادزن باشی