چشم برداشتن
مترادفها
چشمپوشی کردن، صرفنظر کردن، گذشت کردن
متضادها
پافشاری کردن، خواستن
لغت نامه دهخدا
چشم برداشتن. [ چ َ / چ ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) دل برداشتن و ترک کردن. ( ناظم الاطباء ). از کسی یا چیزی صرف نظر کردن.
- چشم برداشتن از چیزی؛ کنایه از ترک نظاره کردن. ( آنندراج ):
چشم برداشتن از روی عزیزان صعب است
ورنه بیرون شدن از ملک جهان این همه نیست.خواجه یوسف ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دل برداشتن و ترک کردن از کسی یا چیزی صرف نظر کردن.
جمله سازی با چشم برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اى گروه مسلمانان، لباس زيرين را ترس خدا، و لباس رويين را آرامش و خونسردى قراردهيد، دندان ها را بر هم بفشاريد تا مقاومت شما برابر ضربات شمشير دشمن بيشترگردد، زرِه نبرد را كامل كنيد، پيش از آن كه شمشير را از غلاف بيرون كشيد چند بار تكاندهيد، با گوشه چشم به دشمن بنگريد و ضربت را از چپ و راست فرود آوريد، و باتيزى شمشير بزنيد، و با گام برداشتن به پيش، شمشير را به دشمنبرسانيد،وبدانيدكه در پيش روى خدا و پسر عموى پيغمبر صلى الله عليه و آله قرارداريد. پى در پى حمله كنيد و از فرار شرم داريد، زيرا فرار در جنگ، لكّه ننگى براىنسلهاى آينده و مايه آتش روز قيامت است، از شهادت خرسند باشيد و به آسانى از آناستقبال كنيد. به آن گروه فراوان اطراف خيمه پر زرق و برق و طناب در هم افكنده(فرماندهى معاويه ) به سختى حمله كنيد، و به قلب آنها هجوم بريد كه شيطان در كنارآن پنهان شده، دستى براى حمله در پيش، و پايى براى فرار آماده دارد.مقاومت كنيد تاستون حق بر شما آشكار گردد. شما برتريد، خدا با شماست، و از پاداش اعمالتاننمى كاهد.(264)
💡 او نمیتوانست از زیبایی خیرهکننده آن منظره کوهستانی در هنگام غروب خورشید چشم برداشتن و تماشای آن لحظه جادویی را متوقف کند.
💡 مدیر شرکت اعلام کرد که دیگر نمیتواند از بینظمیهای مداوم کارکنان چشم برداشتن و اجازه دهد که نظم محیط کار به هم بخورد.
💡 او نمیتوانست از فرصتهای طلایی پیش روی خود چشم برداشتن کند و تصمیم گرفت با تمام توان برای رسیدن به اهدافش تلاش کند.