پیتاکوس

لغت نامه دهخدا

پیتاکوس. [ کُس ْ ] ( اِخ ) یکی از حکمای سبعه یونان باستان. وی در سال 650 ق. م. پیش از میلاد در جزیره می تی لن تولد یافت و در 579 درگذشت. پیتاکوس خطابه ای چند درباره قوانین داشته است که اکنون در دست نیست. ( ترجمه تمدن قدیم فوستل دو کولانژ ص 467 ).
صاحب قاموس الاعلام ترکی آرد: از حکمای سبعه معروف یونان قدیم است. وی بسال 650 ق.م. در مدللی متولد شد و بسال 579 وفات یافت و برای طرد و منکوب ساختن غاصبان اداره میهن خویش اتحادی منعقد ساخت. در موقع کشمکش با فرینون از سرداران آتن این عهدنامه را بپارچه سفیدی پیچیده زیر سپر خود نگاهداشته بود و در نتیجه بفیروزی نایل گردید. هموطنانش وی را بسر کار آوردند و بتشکیل یک اداره حکیمانه موفق شد. نظامات و قوانینی بسیار خوب وضع و آنگاه که کناره گیری کرد مقداری اراضی به وی دادند مختصری برداشت و بقیه را باز پس داد. امثالی حکیمانه از وی نقل کرده اند. ( قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

یکی از حکمای سبعه یونان باستان ( و. جزیره میتیلن ۶۵٠ - ف. ۵۷۹ ق م. ) پیتاکوس خطابهای چند درباره قوانین داشته که اکنون در دست نیست.

دانشنامه آزاد فارسی

پیتاکوس (۶۵۰ـ۵۶۹پ م)(Pittacus)
سیاستمدار و سردار یونانی. یکی از حکمای سبعۀ یونان بود. به سرنگونی جبار موتیلنه در لِسبوس کمک کرد و دَه سال قانون گذار آن جا شد. دموکراتی میانه رو بود و از بازگشت نجیب زادگان (ازجمله آلکایوس) جلوگیری کرد.

جمله سازی با پیتاکوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 افلاطون در جمهور، سیمونیدس را با بیاس و پیتاکوس در زمره خردمندان و فرزانگان هفت‌گانه قرار داد و حتی از زبان سقراط این جمله را به زبان آورد که «کافر نشدن سیمونیدس بدیهی است، زیرا او مردی خردمند و الهام‌گرفته از خدا است.» در گفت‌وگوی پروتاگوراس، افلاطون سیمونیدس را با هومر و هزیود به‌عنوان پیشروهای سوفسطایی‌گری شمرده‌است. چند قول آخرالزمانی به او نسبت داده شده‌است.

💡 حکمای هفتگانه در یونان عبارتند از: تالس، پیتاکوس، بیاس، سولون، کلئوبولوس، میزون و شیلون.

💡 اما برای من این گفته پیتاکوس کاملاً درست نیست (حتی اگر او مرد باهوشی بود): او می‌گوید «خوب بودن سخت است»: برای من، یک مرد به اندازه کافی خوب است تا زمانی که بیش از حد بی‌قانون نباشد و احساس حق که به شهرها کمک می‌کند: یک مرد محکم. من در چنین مردی ایرادی نخواهم یافت. از این گذشته، آیا حجم بی‌حد و حصری از احمق‌ها وجود ندارد؟ آن‌طور که من آن را می‌بینم، اگر شرم بزرگی در آن نباشد، همه چیز منصفانه است.