فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) ۱ - پهلو، جنب. ۲ - کنار.
( ~. ) (اِمر. ) ۱ - پهلو، جنب. ۲ - کنار.
پهلو، کنار.
( اسم ) ۱- پهلو جنب. ۲- کنار جنب.
[حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ← پهلوگاه ویژۀ اتوبوس
{bay} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] محلی تورفته در امتداد سطح سواره رو برای توقف وسایل نقلیه، سوار و پیاده کردن مسافر یا تخلیه و بارگیری
{berth} [حمل ونقل دریایی] مکانی در اسکله که کشتی بتواند در آن پهلو بگیرد
پهلو، جنب.
کنار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مکانی در اسکله که کشتی بتواند در آن پهلو بگیرد پهلوگاه berth و قرار گرفتن یا قرار دادن کشتی در پهلوگاه را پهلوگیری میگویند. در زمان پهلوگیری یا جدا شدن از اسکله شناوری پرقدرت برای کشیدن یا یدک کردن کشتیها یا کمک به حرکت و جابهجایی آنها در محدودهٔ بندر بهکار میرود که یدککش نام دارد.