لغت نامه دهخدا
پبدنی. [ ] ( اِخ ) رجوع به طایفه کله بختیاری شود.
پبدنی. [ ] ( اِخ ) رجوع به طایفه کله بختیاری شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم طایفهٔ پبدنی در دو تیرهٔ قرار گرفتند که این دو تیره به نام تیرهٔ "سه قُمه" و تیره "عبداله جون" مشهور شدند.
💡 این روستا گرمسیر طایفه کهیش بوده است و طوایف دیگری نظیر پبدنی، منجزی و دیگر طوایف بختیاری در این روستا سکونت داشتهاند.
💡 پبدنی در تگزاس متولد و بزرگ شدهاست. والدین او ایرانی بودند که پنج سال قبل از انقلاب، ایران را ترک کردند.وی مدرک کارشناسی هنرهای زیبای خود را در تئاتر از دانشگاه متودیست جنوبی دریافت کرد.
💡 تش ابدال، تش باقر، تش باور، تش درویش عالی، تش رمدان، تش سلجوقی، تش عبدالعلی، تش محمدرضا و تش ناصر ۹ تش تشکیل دهندهٔ طایفهٔ پبدنی هستند.
💡 دکتر بهرام امیر احمدیان در بخشی از کتاب خود بنام «ایل بختیاری» به آمار جمعیت کوچندهٔ طوایف بختیاری پرداختهاست. وی بر اساس گزارش و نمودار سازمان آمار ایران در سال ۱۳۶۶، جمعیت کوچندهٔ طایفهٔ پبدنی را ۶ مال، ۴۶ خانوار و ۳۴۸ نفر اعلام کردهاست که از این تعداد، ۲۰۰ نفر مرد و ۱۴۸ نفر زن جمعیت طایفه را تشکیل میداد.