وقل. [ وَ ] ( ع مص ) برآمدن بر کوه. || برداشتن یک پای و ثابت کردن پای دیگر را. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( اِ ) درخت مقل و بار آن و یا بار خشک آن، و بار ترآن را بهش نامند. ج، اوقال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وُقل شود.
وقل. [ وَ ق ِ / ق ُ ] ( ع ص ) ( فرس... ) اسب نیکو برآینده بر کوه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
وقل. [ وَ ق َ ] ( ع اِ ) سنگریزه. || شاخ بریده که بن آن در تنه باقی باشد و بدان به خوبی بر درخت برآمدن توانند. ( منتهی الارب ). || ( ص ) ( فرس... ) اسب نیکو برآینده بر کوه. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). بز کوهی که بر سر کوه شود. ( مهذب الاسماء ).
وقل. [ وُ ] ( ع اِ ) بر وزن و معنی مقل است، و آن دوایی باشد مشهور به مقل ازرق. بخور آن بواسیر را نافع است. ( برهان ). رجوع به وَقْل و مقل شود.
درخت مقل، نوعی درخت خرمای هندی.
(اسم ) مقل
بر وزن و معنی مقل است و آن دوایی باشد مشهور به مقل ازرق بخور آن بواسیر را نافع است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و از حضرت امام رضا عليه السلام به سند معتبرمنقول است: هر كه صداعى (472) يا غير آن عارض شود دستهاى خود را بگشايد وسوره فاتحه و قل هو الله احد و قل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق بخواند و دست بر روى خود بكشد، آن آزار برطرف شود. (473)
💡 منقول است كه: مستحبست نزد قبر سوره حمد وقل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق و قل هواللّه و آية الكرسى هر يك را سه مرتبه و سوره اناانزلناهرا هفت مرتبه بخواند.
💡 در روايت ديگر فرمود كه هر كه را اثر چشم باو رسيده باشد دستها را برابر رو بلندكند، و سوره حمد وقل هوالله احد وقل اعوذ برب الفلق وقل اعوذ برب الناس بخواند، دست بر پيش سربكشد.
💡 10 - التههجد، و من الليل فتهجد به نافله لك عسى ان يبعك ربك مقاما محمودا وقل رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق واجعل لى من لدنك سلطانا نصيرا. (127)
💡 فلذلك فادع و استقم كما اءمرت و لا تتبع اءهواءهم وقل ءامنت بما اءنزل الله من كتب و اءمرت لا عدل بينكم الله ربنا و ربكم لنا اءعملنا و لكماءعملكم لا حجة بيننا و بينكم الله يجمع بيننا و إ ليه المصير(15)
💡 در حديث معتبر منقول است كه حضرت امام رضا عليه السلام كه شفاى چشم در خواندنسوره حمد وقل اعوذ برب الناس وقل اعوذ برب الفلق و آية الكرسى و كشيدن قسطومرو كندر است ودعاى درد گوش دردعاهاى درد سر گذشت.