وفا شکستن

لغت نامه دهخدا

وفا شکستن. [ وَ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) نقض عهد کردن. پیمان شکستن:
چو گویی به سوگند پیمان کنم
که هرگز وفای تو را نشکنم.فردوسی.

جمله سازی با وفا شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای عادت قدیمت دلهای ما شکستن بر خود درست کردی عهد و وفا شکستن

اجل یعنی چه؟
اجل یعنی چه؟
تفاحش یعنی چه؟
تفاحش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز