وریف

لغت نامه دهخدا

وریف. [ وَ ] ( ع مص ) ورف. وُروف. فراخ افتادن سایه و دراز و کشیده شدن آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گسترده شدن و دراز کشیدن سایه. ( از اقرب الموارد ). فراخ شدن سایه. ( تاج المصادر بیهقی ). || گوالیدن گیاه و نیک سبز گردیدن. ( منتهی الارب ). سبز و خرم و شاداب شدن گیاه. ( اقرب الموارد ). درخشیدن نبات از تاریکی.( تاج المصادر بیهقی ). || ( ص ) گام جلد و تیز. || ملک فراخ و وسیع. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با وریف

💡 در سال ۱۹۷۹ امکان کارت مغناطیسی برای نخستین بار به کارت‌های اعتباری افزوده شد. وریفون یکی از نخستین کارخانه‌هایی بود که در ۱۹۸۳ میلادی کارت‌خوان پردازه‌هایی را تولید کرد که شکل استاندارد امروزی دستگاه‌های کارت‌خوان را داشتند. جورج والنر اهل مجارستان، در ۱۹۸۲ میلادی تولید دستگاه‌های کارت‌خوان پردازه را آغاز کرد و موفق شد در ۱۹۸۸ با آمریکن اکسپرس قراردادی را امضا کند تا دستگاه‌هایش را در ایالات متحده آمریکا عرضه نماید. بعدها شرکت او با شرکت آمریکایی وریفون وارد رقابت نزدیکی شد.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز