نذرانه
مترادفها
نذری، پیشکش
لغت نامه دهخدا
نذرانه. [ ن َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) آنچه از نقد و جنس که برای شکرانه احسان امرا و سلاطین پیشکش می گذرانند، و هدیه ای که برای بزرگان تقدیم می کنند. || نوعی از مالیات. ( ناظم الاطباء ). || در تداول، نذری. پول یا غذائی که پس از نذر کردن و روا شدن حاجت انفاق کنند.
جمله سازی با نذرانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تیپو سلطان در ۱۱۶۳ق در ناحیهٔ دیونهلی در شهر سرنگاپتم، مرکز حکومت میسور، به دنیا آمد. مادرش که برای صاحب فرزندشدن، از زاهدی به نام تیپومَستان نذرانه گرفته بود، پس از تولد فرزندش نام او را تیپو سلطان نهاد. واژهٔ «تیپو» معنای روشنی ندارد. عموماً آن را واژهای کنارهای و به معنای ببر میدانند، اما در این زبان برای ببر کلمهٔ (به انگلیسی: huli) به کار میرود.
💡 در بسیاری از مراسم مذهبی و سنتی، مردم با میل و رغبت مقداری از اموال یا مواد غذایی خود را به عنوان نذرانه به نیازمندان اهدا میکنند.
💡 توزیع نذرانه در ایام خاص سال، یکی از سنتهای دیرینه است که باعث تقویت پیوندهای اجتماعی و کمک به طبقات کمدرآمد جامعه میشود.
💡 او تصمیم گرفت که بخشی از سود حاصل از تجارت خود را برای تهیه نذرانه و کمک به یتیمان در مراسم مذهبی کنار بگذارد.