لغت نامه دهخدا
ندد. [ ن َ دَ ] ( ع ص ) ابل ندد؛ شتران پراکنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
ندد. [ ن َ دَ ] ( ع ص ) ابل ندد؛ شتران پراکنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
ابل ندد: شتران پراکنده.
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۶(بار)
(بکسرنون) در صحاح گفته: نِّد به معنی مثل ونظیر است ایضا نِدید و نِدیدَه در مجمع فرموده:« اَلنِدُّ: اَلْمِثْلُ وَ الْعَدْلُ» راغب میگوید: ندید شیء شریک آن است در جوهرش و آن نوعی مماثلت میباشد زیرا مثل بهر مشارکت اطلاق میشود پس هر ندّ مثل است ولی هر مثل ندّ نیست. جمع نِدّ اَنْداد است که جمعا شش بار در قرآن مجید آمده است. دانسته و از روی علم بر خدا شرکاء و امثال قرار ندهید. مراد از انداد هر شریکی است که به خدا نسبت داده شود اعم از بتان و بشر و کواکب و غیره. در اقرب الموارد گفته: نِدّ همیشه مخالف نظیر خود میباشد. نگارنده گوید: شاید از این جهت است که بعضی نِدّ را ضد معنی کردهاند در نهایه گفته:« نِدُّ وَهُوَمِثْلُ الشَّیْء الَّذی یُضادُّ فی اُمُورِهِ وَ یُنادُّهُ اَیْ یُخالِفُهُ».
💡 بعد از مدتى يك دفعه باز صداى شيهه اسب اباعبداللّه را شنيدندخيال كردند كه حسين براى بار سوّم آمده است تا با آنها خداحافظى كند ولى وقتى كهبيرون آمد ندد اسب بى صاحب ابا عبداللّه را ديدند.