لغت نامه دهخدا
نخچیرگیر. [ ن َ ] ( نف مرکب ) مرد شکاری و شکارانداز. نخچیروال. نخچیروان. ( از ناظم الاطباء ).
نخچیرگیر. [ ن َ ] ( نف مرکب ) مرد شکاری و شکارانداز. نخچیروال. نخچیروان. ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپاهی بروبر ببارید تیر به پای آمد آن کوه نخچیرگیر
💡 نه بشناخت آن آب را کس ز شیر نه دانست کز چیست نخچیرگیر
💡 به زه کن بنه پیش من با دو تیر نباید که آن شیر نخچیرگیر