ناعل

لغت نامه دهخدا

ناعل. [ ع ِ ] ( ع ص ) بسیارنعل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجل ناعل؛ ذونعل. و آن مانند لابن و ناصر است. ( از اقرب الموارد ). || حافر ناعل؛ سم درشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سم درشت و سخت. ( ناظم الاطباء ). صلب. ( اقرب الموارد ). القدم و الحافر الناعل؛ صلب. ( از معجم متن اللغة ). || ( اِ ) گورخر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). حمارالوحش. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ). گورخر، به دلیل صلابت سمش ناعل گویند. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بسیار نعل. یا سم درشت

جمله سازی با ناعل

💡 3))شهیدعلی خانه زرین فرزند جمعه درجنگ ایران و عراق در دفاع از کشور جنگید و در تاریخ 1367/04/04 در جزیره ی مجنون به درجه شهادت ناعل شد و پیکر پاکش مفقود می باشد.

💡 2)شهید کیامرث قبادی نژاد فرزند مرحوم حاج محمد کاظم قبادی نژاددرجنگ ایران وعراق دردفاع ازکشورجنگید وبه درجه شهادت ناعل شد.

مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز