مچنیکف

لغت نامه دهخدا

مچنیکف. [ م ِ ک ُ ] ( اِخ ) مچنیکو. جانورشناس و میکرب شناس روس ( 1845-1916 م. ) از پیروان پاستور بود.او تئوری «فاگوسیتوز» خود را منتشر ساخت و اصول عقاید خود را بطور خلاصه در کتاب مصونیت از بیماری های عفونی بیان کرد و در سال 1908 م. به دریافت جایزه نوبل نائل آمد. ( از لاروس ).

جمله سازی با مچنیکف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پاستور هم به پژوهش‌های پایه و هم به مطالعات کاربردی می‌پرداخت. به محض تأسیس انستیتو پاستور، دانشمندانی با تخصص‌های مختلف دور او جمع شدند. این مؤسسه در ابتدا دارای ۵ دپارتمان شد که مدیریت آن‌ها به عهده این افراد بود: دو هم‌مدرسه‌ای پاستور در دانشسرای عالی(۱) (امیل دوکلو [Duclaux]، پژوهش‌های میکروبی عمومی؛ و شارل شمبرلن، پژوهش‌های میکروبی با کاربرد بهداشتی)، یک زیست‌شناس (ایلیا ایلیچ مچنیکف [Mechnikov]، پژوهش‌های میکروبی مورفولوژیک) و دو پزشک (ژاک ژوزف گرانشه [Grancher]، هاری؛ و امیل رو [Roux]، پژوهش‌های میکروبی فنی). یک سال پس از افتتاح انستیتو پاستور، امیل رو اولین دوره آموزش میکروب‌شناسی جهان را در این مرکز آغاز کرد.