لغت نامه دهخدا
( مهلوسة ) مهلوسة. [ م َ س َ ] ( ع ص ) لاغرشرم. امراءة مهلوسه؛ زن لاغرشرم که گویی گوشت آن رندیده و باز کرده شده است. ( از منتهی الارب ).
( مهلوسة ) مهلوسة. [ م َ س َ ] ( ع ص ) لاغرشرم. امراءة مهلوسه؛ زن لاغرشرم که گویی گوشت آن رندیده و باز کرده شده است. ( از منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 220 كلمه عود به معناى پير و كلمه مهلوسه به معناى لاغر و كلمه عوار به معناىمعيود. آرى اگر تمام حيوانات هم لاغر و يا پير بودند و يا نقصى داشتند، مانعى ندارد.تحرير الوسيله، امام خمينى.